نوروز "باستاني"، "پائيزي" شد.
ابرمرد تاريخ مردمي ايران، محمدابراهيم باستاني پاريزي ساعت 8 صبح سهشنبه پنجم فروردين ماه 93، بر اثر کهولت سن و پس از يک ماه بيماري، در بيمارستان مهر تهران ديده از جهان فروبست.
275332.mp3
نوروز "باستاني"، "پائيزي" شد.
نوروز "باستاني"، "پائيزي" شد. مردي که با نوشته هايش مردم را با تاريخ آشتي داد. ابرمرد تاريخ مردمي ايران، محمدابراهيم باستاني پاريزي ساعت 8 صبح سهشنبه پنجم فروردين ماه 93، بر اثر کهولت سن و پس از يک ماه بيماري، در بيمارستان مهر تهران ديده از جهان فروبست. معاونت فرهنگي دانشکده فناوريهاي نوين پزشکي با عرض تسليت به فرهيختگان و عموم ملت ايران ، بيوگرافي مختصري از ايشان را ذکر مي نمايد: محمدابراهيم باستاني پاريزي زمينه فعاليت نويسنده، تاريخدان. تولد ? دي، ????/ پاريز، استان سيرجان. مليت ايراني / والدين حاج آخوند پاريزي محمدابراهيم باستاني پاريزي، استاد تاريخ در دانشگاه تهران، و يکي از تاريخدانان و نويسندگان برجستهي ايران. محمد ابراهيم باستاني پاريزي در سوم ديماه 1304 در کوهستان پاريز متولد شده است. وي تا پايان تحصيلات ششم ابتدايي در پاريز تحصيل کرد و در عين حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاريزي هم بهره ميبرد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي و دو سال ترک تحصيل اجباري، در سال 1320 تحصيلات خود را در دانشسراي مقدماتي کرمان ادامه داد و پس از اخذ ديپلم در سال 1325 براي ادامهي تحصيل به تهران آمد و در سال 1326 در دانشگاه تهران در رشتهي تاريخ تحصيلات خود را پي گرفت. در آذر 1330 از دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد و براي انجام تعهد دبيري به کرمان بازگشت. در همين ايام با همسرش شادروان حبيبه حايري ازدواج کرد و تا سال 1337 خورشيدي که در آزمون دکتري تاريخ پذيرفته شد، در کرمان ماند. باستاني پاريزي دورهي دکتراي تاريخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارئهي پاياننامهاي در بارهي ابن اثير دانشنامهي دکتراي خود را دريافت کرد. وي کار خود را در دانشگاه تهران از سال 1338 با مديريت مجله داخلي دانشکده ادبيات شروع کرد و تا اکنون که مدتهاست استاد تماموقت آن دانشگاه است، رابطهي تنگاتنگي با اين دانشگاه داشته است. وي يک پسر به نام حميد و يک دختر به نام حميده دارد و در حال حاضر تابستانها را نزد دخترش در تورنتو و زمستانها را نزد پسرش در تهران سپري ميکند. فعاليتهاي فرهنگي شوق نويسندگي وي در دوران کودکي و نوجواني در پاريز و با خواندن نشرياتي مانند حبل المتين، آينده و مهر برانگيخته شد. باستاني، اولين نوشتههاي خود را در سالهاي ترک تحصيل اجباري (1318 و 1319) در قالب روزنامهاي به نام باستان و مجلهاي به نام نداي پاريز نوشت، که خود در پاريز منتشر ميکرد و دو يا سه مشترک داشت. اولين نوشتهي او در جرايد آن زمان، مقالهاي بود با عنوان «تقصير با مردان است نه زنان» که در سال 1321 در مجلهي بيداري کرمان چاپ شد. پس از آن به عنوان نويسنده يا مترجم از زبانهاي عربي و فرانسه مقالات بيشماري در روزنامهها و مجلاتي مانند کيهان، اطلاعات، خواندنيها، يغما، راهنمايکتاب، آينده، کلک و بخارا چاپ کرده است. اولين کتاب باستاني پاريزي پيغمبر دزدان نام دارد که شرح نامههاي طنزگونهي شيخ محمدحسن زيدآبادي است و براي اولين بار در سال 1324 در کرمان چاپ شده است. اين کتاب تا کنون به چاپ شانزدهم رسيده است. وي تا کنون بيش از شصت عنوان کتاب تاليف (و بعضا ترجمه) کرده است. کتابهاي باستاني پاريزي برخي بصورت مجموعهي برگزيدهاي از مقالات وياند که بصورت کتاب جمعآوري شده است و برخي از ابتدا به عنوان کتاب نوشته شدهاند. از ميان نوشتههاي او، هفت کتاب با عنوان «سبعهي ثمانيه» متمايز است که همگي در نام خود عدد هفت را دارند، مانند خاتون هفت قلعه، آسياي هفت سنگ و ... بعدا کتاب هشتمي با عنوان هشتالهفت به اين مجموعهي هفتتايي اضافه شده است. بجز کتب و مقالات، باستاني پاريزي شعر هم ميگويد و اولين شعر خود را در کودکي در روستاي پاريز و در آرزوي باران سروده است. منتخبي از شعرهاي خود را در سال 1327 در کتابي به نام «يادبود من» به چاپ رسانده است. از جمله يکي از غزلهايش با مطلع «ياد آن شب که صبا بر سر ما گل ميريخت» توسط مرحوم بنان در يادبود مرحوم صبا خوانده شده است. سبک نگارش بر خلاف عمده کتابهاي تاريخي که نثري سرد و سنگين دارند، بيشتر نوشتههاي تاريخي باستاني پاريزي پر از داستانها و ضربالمثلها و حکايات و اشعاري است که خواندن متن را براي خواننده آسانتر و لذتبخشتر ميکند. به علاوه کتابهاي باستاني پاريزي معمولاً پاورقيهاي بسيار مفصلي دارند که گاهي از خود متن هم مفصلتر است.[?] کتاب شناسي باستاني پاريزي در کتابخانه? شخصياش. تهران ? ارديبهشت ????فهرست کتابهاي باستاني پاريزي به اين شرح است:[?] الف ــ مربوط به کرمان نخستين چاپ آثار پيغمبر دزدان (چاپ هفدهم 1382)1324 نشريه فرهنگ کرمان (چاپ کرمان)1333 راهنماى آثار تاريخى کرمان (چاپ کرمان)1335 دوره مجله هفتواد (چاپ کرمان)1337 ــ 1336 تاريخ کرمان (تصحيح و تحشيه تاريخ وزيرى، چاپ چهارم، 1374)1340 منابع و مآخذ تاريخ کرمان1340 سلجوقيان و غز در کرمان (چاپ دوم 1373)1343 فرماندهان کرمان (تصحيح و تحشيه تاريخ شيخ يحيى، چاپ سوم، 1371)1344 جغرافياى کرمان (تصحيح و تحشيه جغرافى وزيرى، چاپ پنجم، 1384)1346 گنجعلى خان (چاپ سوم 1367)1353 وادى هفت واد (انجمن آثار ملى، جلد اول)1355 تاريخ شاهى قراختائيان1355 تذکره صفويه کرمان1369 صحيفه الارشاد (پايان صفويه)1384 ب ــ مجموعه هفتى (سبعه ثمانيه) خاتون هفت قلعه (چاپ ششم 1380)1342 آسياى هفت سنگ (چاپ هفتم 1383)1350 ناى هفت بند (چاپ ششم 1381)1353 اژدهاى هفت سر (چاپ پنجم 1384)1355 کوچه هفت پيچ (چاپ ششم 1370)1355 زير اين هفت آسمان (چاپ پنجم 1368)1358 سنگ هفت قلم (چاپ سوم 1368) 1358 هشت الهفت (چاپ دوم 1370)1363 ج ــ ساير کتب: يادبود من (مجموعه شعر)1327 ذوالقرنين يا کوروش کبير (ترجمه، چاپ نهم 1384)1330 ياد و يادبود (مجموعه شعر، چاپ دوم، 1364)1341 محيط سياسى و زندگى مشيرالدوله (چاپ دوم، جيبى 1341)1341 اصول حکومت آتن، ترجمه از ارسطو1341 (با مقدمه استاد دکتر غلامحسين صديقى، چاپ چهارم 1383) تلاش آزادى (چاپ هفتم 1383، برنده جايزه يونسکو)1347 يعقوب ليث (چاپ هشتم 1382)1344 (اين کتاب به زبان عربى ترجمه و در قاهره چاپ و منتشر شده است. 1976) شاه منصور (چاپ ششم 1377)1348 سياست و اقتصاد عصر صفوى (چاپ پنجم 1378)1348 اخبار ايران از ابن اثير (ترجمه الکامل، چاپ دوم 1364)1349 از پاريز تا پاريس (چاپ هشتم 1381)1351 شاهنامه آخرش خوش است (چاپ ششم 1383)1350 حماسه کوير (چاپ چهارم 1382)1356 تن آدمى شريف است...1357 نون جو و دوغ گو (چاپ پنجم 1383)1357 جامع المقدمات (چاپ دوم 1367، جلد دوم 1373)1363 فرمانفرماى عالم (چاپ چهارم 1377)1364 از سير تا پياز (چاپ سوم 1379)1367 مار در بتکده کهنه (چاپ سوم 1380)1368 کلاه گوشه نوشين روان (چاپ سوم 1380)1369 حضورستان (چاپ دوم 1370)1369 هزارستان (چاپ دوم 1382)1371 ماه و خورشيد فلک (چاپ دوم 1376)1371 سايه هاى کنگره (چاپ دوم 1376)1371 بازيگران کاخ سبز (چاپ دوم 1384)1373 پير سبزپوشان (چاپ دوم 1379)1373 آفتابه زرين فرشتگان (چاپ دوم 1377)1373 نوح هزار طوفان (چاپ دوم 1380)1375 در شهر نى سواران (چاپ دوم 1378)1377 شمعى در طوفان (چاپ دوم 1383)1378 خود مشت مالى1378 محبوب سياه و طوطى سبز1378 درخت جواهر (چاپ دوم 1383)1379 گذار زن از گدار تاريخ (چاپ دوم 1384)1381 کاسه کوزه تمدن1381 پوست پلنگ1381 حصيرستان (چاپ دوم 1384)1382 بارگاه خانقاه1384 هواخورى در باغ با گوهر شب چراغ1384 منابع ↑ باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، «مور بي چاره»، مجله بخارا، شماره 46 ↑ دهباشي،علي «کتابشناسي آثار محمد ابراهيم باستاني پاريزي» مجله بخارا، شماره 46 ? نمونه اي از اشعار زيباي ايشان: ياد آن شب که صبا بر سر ما گل ميريخت بر سر ما ز در و بام و هوا گل ميريخت سر به دامان منت بود وز شاخ بادام بر رخ چون گلت آرام صبا گل ميريخت خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل ميريخت نسترن خم شده، لعل لب تو نوازش ميداد خضر گويي به لب آب بقا گل ميريخت زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من ميزدم دست بدان زلف دو تا گل ميريخت تو فرو دوخته ديده به مه و باد صبا چون عروس چمنت بر سر و پا گل ميريخت گيتي آن شب اگر از شادي ما شاد نبود راستي تا سحر از شاخه چرا گل ميريخت؟ شادي عشرت ما باغ گل افشان شده بود که به پاي تو ومن از همه جا گل ميريخت *** باز شب آمد و شد اول بيداريها من و سوداي دل و فکر گرفتاريها شب خيالات و همه روز، تکاپوي حيات خسته شد جان و تنم زين همه تکراريها در ميان دو عدم، اين دو قدم راه چه بود؟ که کشيديم درين مرحله بس خواريها دلخوشيها چو سرابم سوي خود بُرد، وليک حيف از آن کوشش و طي کردن دشواريها نوجواني بهوس رفت و از آن بر جا ماند تنگي سينه و کم خوابي و بيماريها سرگذشتي گُنه آلود و، حياتي مغشوش خاطراتي سيه از ضبط خطا کاريها کور سوئي نزد آخر به حيات ابدي شمع جانم، که فدا شد به وفاداريها ? نمونه اي از نثر شيرين وشيواي ايشان: * خاطره آش اَبودَردا* اين خاطره، مربوط است به رسمي در کوهستان ما "پاريز" و پختن آش "ابو دردا"
: